تبليغاتX
اندیشه هایم

Balatarin Submit to Social Websites
شام آخر زنانه
2 نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 18:57  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
یک ایرانی در خارج
 
چه جوری میشه در یک کشور خارجی از روی رفتار شخصی متوجه شد اون ایرونیه؟!؟!؟
 
1-فرض کنید دارید با خیال راحت و از سر خوشی توی خیابون های برلین قدم میزنید. سر راهتون به یه تقاطع میرسید و صبر میکنید تا چراغ برای شما سبز بشه.موقعی که چراغ سبز میشه و دارید از تقاطع رد میشید یه ماشین با سرعت میاد و در حالیکه چراغ برای اون قرمزه و نزدیکه که با شما تصادف کنه تقاطع رو رد میکنه....اینجاست که میتونید با خیال راحت به راننده خلافکار با زبان شیرین فارسی فحش بدید!چون مطمئن باشید اون یه ایرنیه و زبون شما رو میفهمه!
 
2-رفتید فرودگاه و سوار هواپیما شدید و میخواید برید لندن.وقتی هواپیما در فرودگاه لندن نشست یه سری به مفازه فروش مجله های سکسی(همون غیر اخلاقی) داخل فرودگاه بزنید.چی میبینید؟
عکس های مستهجن؟
فیلم های بد بد؟
خانم های چیز؟!؟!
نه از این چیزا نمی بینید...یعنی ممکنه از این چیزا ببینید ولی اون چیزی که توجهتون رو جلب میکنه اینه که: مسافرای ایرونی که تا 2 دقیقه پیش توی هواپیمای شما داشتن از شدت کلاس گذاشتن خفه می شدن مثل آفت زده ها ! افتادن روی مجله ها و دارن به صورتی کاملاً حریص عکس های اون رو دید میزنن!!(فروشنده های مجله های سکسی توی انگلیس هر وقت مشتریاشون زیاد میشه به شوخی میگن:انگار یه هواپیمای ایرانی نشسته!!!)*
 
*البته اونا این جوری نمیگن بلکه به زبان انگلیسی میگن و من جهت رفاه حال شما بیننده گرامی ترجمه فارسیش رو ذکر کردم!
 
3-رفتید یکی از شهر های ترکیه(منظور همون آنتالیاست!ولی خوب نمیشه اسمش رو گفت!) میرید تا در کنار سواحل دریا یه قدمی بزنید! یهو میبینید یه خانمی با مانتو شالاپ(منظور از شالاپ صدای برخورد توده  عظیم چربی با آب در یا ست!) می پره تو دریا! بعد که نگاه می کنید میبینید یه آقاهه هم اونجا کنار دریا وایساده هی داره ملت رو دید میزنه و اینا! یه دفعه چشمش میفته به شما ... در این لحظه که شما دارید به اون خانومه نگاه میکنید اگر اون آقاهه بیاد جولو و به شما به زبان ایرونی بگه ""هی مرتیکه مگه خودت ناموس نداری؟چرا به زن من نگاه می کنی؟!؟!"" اصلاً تعجب نکنید!*
 
*خدایی ما ایرانی ها خیلی باحالیم.کلی زن خوشگل و سرخ و سفید و ....!(منظور از غیره رو میدونید دیگه!) کنار دریاست ولی ما بازم فکر می کنیم همه دارن زنمون رو دید میزنن!
 
 
4- دارید یه مسافرت رویایی رو در یکی از شهر های هلند می گذرونید(فرض می کنیم آمستردام).واسه شام میرید به  بهترین رستوران آمستردام! شامتون رو با لذت تمام می خورید(یا همون میل میکنید!)نگاهتون میفته به میز بغلیتون میبینید یه خانم و آقای کلی شیک و با کلاس  تازه اومدن و می خوان غذا سفارش بدن.وقتی غذاشون رو سفارش دادن میبینید که آقاهه لب به غذا نمی زنه!یه کم میگذره و میبینید آقاهه به گارسون میگه بیاد.وقتی اون آقاهه داره با پیشخدمت رستوران صحبت میکنه اگه گوشتون رو تیز کنید این جملات رو میشنوید:ببخشید میشه دو تا تیکه نون هم بیارین غذامونو باش بخوریم؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
 
5-دارید در شهر دبی واسه خودتون قدم می زنید و از زیباییهای خداوندی لذت می برید. میرسید به یه پاساژ.میرید داخل.دارید (فرض می کنیم شما با این خصلت ایرونی ها که هر جایی میرن اول یه سری به مراکز خریدش میزنن آشنا هستید!) با خودتون صحبت می کنید:" عجب جای شیکی .بابا ایول این عرب ها هم چه خرجی می کنن. مرحبا.لامسبا روی نفت می خوابن دیگه ببین چه پاساژی درست کردن عینهو قصر.اااا وایسا بینم یه جای کار می لنگه!پس این پاساژ به این شیکی و تمیزی و این همه مغازه چرا مشتری ایرانی نداره؟!" در حالی که از تعجب دهنتون گرد شده از در پشتی پاساژ خارج میشید . میرید توی خیابونی که پر از فروشنده دوره گرده(این لحظه که دارم این متن رو مینویسم واژه دست فروش رو یادم رفته واسه همین می گم دوره گرد!)و بساطشون رو کنار خیابون پهن کردن.اوه عجب جمعیتی دورشو گرفته.با خودتون فکر میکنید : مگه چی میفروشه که اینقدر اطرافش شلوغه؟!؟! کنجکاو میشید و میرید جولوتر و یه دفعه یه صدای زنونه میشنوید که میگه: اصغر ازش بپرس این جوراب شلواری ها رو چند میده!!!!!!!!
 
خوب سفرتون به اتمام رسید و برگشتید ایران.اما یه نکته ای توجهتون رو جلب میکنه: واقعاً ما ایرانی ها چقدر ضایعیم! تازه یه نکته دیگه هم توجهتون رو جلب میکنه:من که هیچ کدوم از 5 مورد بالا رو انجام ندادم پس اون آقایی که توی برلین و موقعی که نزدیک بود تصادف کنم(مورد شماره 1) از اون ور خیابون به فارسی داد زد:اخوی حواست باشه الان ماشین بات تصادف میکنه" از کجا فهمید من ایرانیم که این جمله رو به فارسی گفت؟
 
بروبچ مارشالی احتمالاً شما هم نفهمیدید این بازیگر نقش اول قصه ما(که از صدقه سر داستان من کلی تو کشورای خارجی واسه خودش گردش کرد) چه اتفاقی واسش افتاد که یه نفر از اون ور خیابون فهمید این بابا ایرانیه؟
واسه همین برای این موضوع روشن شه من از اون آقایی که از اون ور خیابون به فارسی  داد زده بود خواهش کردم بیاد توی قصه ما و شرح بده چه جوری فهمید این بازیگر نقش اول ما ایرانیه؟پس صحبت هاش رو میشنویم:
 
سلام.من حشمت الله سکینه نژاد هستم.الان 2 ساله که توی اون خیابونی(خیایون شهید راینر سوبل!) که نزدیک بود بازیگر شما با ماشین تصادف کنه توی یه نانوایی کار میکنم
من(نویسنده داستان): حشمت خان چه جوری فهمیدی که این دوست ما ایرانیه که به فارسی واسش داد زدی حواسش باشه؟
 
حشمت : راستیاتش این بازیگر شما اون روز افتاده بود پشت سر یه خانومه اینقدر حواسش به دختره بود که نفهمید یه ماشین داره به سمتش میاد!البته من از اینجا نفهمیدم ایرانیه !من چون غیر از زبون فارسی زبون دیگه ای بلد نیستم و تو این 2 سال هم هنوز آلمانی رو یاد نگرفتم مجبور بودم به فارسی بگم !!!
من:آهان که این طور!(احتمالاً این لحظه که من گفتم آهان شما هم از پشت کامپیوتری که الان جولوش نشستید! گفتید آهان! البته حساب بعضیا جداست چون به جای آهان گفتند مسخره با این داستانت!که من به اون عده میگم بلاگ خون نما!!!)پس آقا حشمت اگه اجازه بدید من مورد ششم رو هم اضافه کنم.
 
حشمت:خواهش میکنم
 
من:قبل از اضافه کردن مورد ششم آقا حشمت اگه حرف خاصی با دوستان وبلاگ خونم  دارید بفرمایید تا بعدش با شما خداحافظی کنیم
 
حشمت:نه خیلی ممنون که به من وقت دادید و خوشحالم از این که در خدمت شما بودم . 
من:مرسی حشمت خان با شما خداحافظی میکنیم و همراه دوستان گل  میریم مورد ششم رو بخونیم:
 
 
6-یکی از فامیل هاتون بعد از 20 سال دوری از وطن برگشته ایران (ایشون 20 سال پیش برای ادامه تحصیل و زندگی به کشور متجاوز امریکای جهانخوار نزول اجلال فرموده بودند!)شما بش میگید: وای خدای من اصلاً تغییر نکردی.دقیقاً عین 20 سال قبلت خوشگل و خوش تیپی !(حالا بگذریم که طرف 20 سال پیش شبیه بوزینه بوده و الان هم 20 سال گذشته و پیرتر و شکسته تر و زشت تر شده)یارو هم کلی کلاس میذاره و میگه:اوه یس!مرسی عزیزم! در این لحظه شما کلی کف می کنید:ای ول بابا ببین چقدر لهجش انگلیسیه.دمت قیژ جعفر آقا!کلی خارجکی شدی ها! طرف هم جواب میده :تنکیو! (میدونم هنوز نفهمیدید این شماره 6 جریانش چیه.یه کم صبر کنید جولوتر که برم میفهمید چی میخوام بگم.دو دقیقه عجول نباش!)  از اونجایی که ما ایرانیا خیلی زبر و زرنگیم و این کسی هم که توی قصه ما نقش مقابل مستر جفری(جعفر سابق) رو بازی میکنه (یعنی همون شما) از این قائله مستثنی نیست پس میدویید میرید تو اتاقتون و متن انگلیسی که استادتون داده ترجمه کنید میارید و میدید دست جعفر آقا تا واستون ترجمه کنه!اونجاست که میبینید یارو مثل خر تو گل گیر میکنه و گیر پاچ میکنه!!! تو این 20 سالی که اون ور آب بوده فقط اوه یس و تنکیو رو یاد گرفته!!!!
 
هدفم از داستان بالا این بود که بگم:آره شستاد ساله اومدیم یه کشور خارجی زندگی می کنیم ولی هنوز هیچی از زبونشون یاد نگرفتیم!این یکی از بارز ترین  خصلت های ایرانی های اون ور آبیه!(شرمنده همه مارشالی های خارجکی ولی خوب مجبور بودم حقیقت رو بگم!تازه تقصیر من نیست تقصیر این جعفر خانه که بعد از 20 سال که از ایران رفته یهو وسط قصه من پیداش میشه!!!)
 
 
خوب این هم از قصه ما.امیدوارم این 6 تا موردی که گفتم روی شما اثر گذاشته باشه و از فرار مغز هاتون به اون ور آب جولو گیری کنه!!!حالا هی بگید طنز های من پیام اخلاقی نداره!!!!
2 نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 9:25  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
تو آسانسور چه کارهایی می تونید انجام بدید
وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه

وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين...مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن 

يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن 

رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين...اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن

يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت... بعدش چترتون رو باز کنين

از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين 

توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين

در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟

هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه

هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين

به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي...بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين

يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين

هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست ...خدا بيامرزتت

يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين

البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين

2 نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 15:27  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
اگر دیدی پسری بر زد دخترا حرف زد
ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!! 
 
 
 حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده! 
 
 
 تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !
 
 
 تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!
 
 
 توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره 
 
 
 تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش 
  
 
 از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه 
 
 
 می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه 
 
 
 می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه
2 نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 15:26  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
بیست سال بعد در چنین روزی
- مقامات اتحاديه اروپا در تهديد جديدی به ايران اعلام كردند كه اجازه پرواز به آپولو۲۱ اتمی كه توسط ايران به كره ماه ارسال خواهد شد را نمی دهند.اصغر البرادعی دوم فرزند مرحوم البرادعی در گزارشی به آجانس سر كوچشون اعلام كرده كه برای ما ديگر ماشين پيكان نفرست و از آن پژو ۴۰۵ باحالا كه خوب آتيش می گيره بفرست !!!!

 

- وزارت دفاع امریکا اعلام کرد مخفیگاه اسامه بن لادن هنوز کشف نشده است.این در حالی است که در 20 سال اخیر بر اثر حملات مکرر تروریستی به آسمان خراش های امریکا نسل آسمان خراش ها در این کشور به شدت دچار خطر انقراض شده است و مسئولان ذیربط نسبت به نابودی کامل این برج ها هشدار داده اند.بر اثر حملات تروریستی در سال های اخیر جمعیت کره زمین به نصف تقلیل پیدا کرده است!

 - مدير عامل شركت مخابرات ايران در مصاحبه ای اعلام كرد؛ تا ۳ ماه آينده (بجون مامانم) بر طرف خواهد شد!!!!!شایان ذکر است که در عرض 20 سال گذشته شرکت مخابرات با حدود 3455 شرکت خارجی قرار داد امضا کرده اما مشکلات موبایل کماکان به قوت خود باقی است.

 - مدير كل بهداشت ودرمان استان تهران گفت ؛ بيماری وبا كه۲۰ سال پيش در ايران شيوع پيدا كرده بود با مردن آخرين سبزی فروش از ايران ريشه كن شد و مردم می توانند از اين به بعد با اطمينان كامل سبزيهايی كه با فاضلاب آبياری می شودنوش جان كنند.!!!!!

 - مجری طرح بزرگراه شمال در مصاحبه با شبكه خبر اعلام كرد كه الحمدلله اين طرح 2 دهم در صد پيشرفت فيزيكی وچند دهم درصد هم پيشرفت شيميايی داشته واگر كار با همين سرعت حيرت انگيز پيش برود اين بزرگراه تا ۷۵ سال اينده افتتاح خواهد شد .!!!!!

 - تيم ملی فوتبال ايران در مسابقه نهايی با تيم ژاپن توانست اين تيم را با نتيجه ۲بر يك شكست دهد و به مقام قهرمانی كره زمين دست پيدا كند؛ گلهای اين مسابقه را حاج علی دايی (كه اكنون با ويلچر در زمين حضور پيدا كرده) از نقطه پنالتي به ثمر رساند و آمار آقای گلی خود را افزايش داد.!!!!!!!

 -یک راننده اتوبوس شهری امروز به صف طلبکاران باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس پیوست و از این باشگاه به فیفا شکایت کرد!وی مدعی است مدیر عامل این باشگاه هنگامی که قصد سوار شدن به اتوبوس را داشته است بهای بلیط خود را نپرداخته است و در عوض چکی مدت دار به وی داده است که اکنون و با توجه به سپری شدن موعد چک آن را به اجرا گداشته است!گفتنی است بر اساس رأی فدراسیون جهانی فوتبال(فیفا)و نیز دادگاه لاهه تیم پرسپولیس به خاطر شکایات فراوان در طی 20 سال گذشته به مدت 30 سال از ظاهر شدن در انظار عمومی محروم شده است!!!

 - مدیرعامل موسسه آلمانی اتومبیل سازی پورشه صبح امروز در دفتر کارش خودکشی کرد. وی قبل از خودکشی یک پیشنهاد از ایران دریافت کرده بود. براساس این پیشنهاد ایران اعلام کرده بود که حاضر است به تولید پورشه در ایران خودرو بپردازد. پنج سال پیش شرکت روور که از سالها قبل به تولید مشترک با ایران خودرو پرداخته بود، بعد از این که قیمت سهامش از 174 یورو به 1.5 یورو رسید، بخار شد و از بین رفت.

 - امسال نرخ بیکاری با 2 درصد کاهش نسبت به سال قبل به 98 درصد رسید!همچنین بر اساس گزارش صندوق ذخیره ارزی امسال یازدهمین سال پیاپی می باشد که این صندوق هیچ گونه موجودی نخواهد داشت!

 - طرح لباس ملی بالاخره توسط مجلس تصویب شد.این طرح از حدود 20 سال پیش در حال بررسی بود و بالاخره امروز این طرح به تصویب نمایندگان مجلس رسید.

 - معاون محترم شرکت الان نمی گم اعلام کرد : ساخت یخچال ها، فریزرها و ظرفشویی های دارا و سارا به پایان رسید. او همچنین اعلام کرد : از ویژگی های این وسایل می توان به زیبا، جادار، و مطمئن بودن آنها اشاره کرد.لازم به ذکر است شرکت دارا و سارا از 25 سال پیش فعالیت خود را آغار نمود و تا کنون قریب به 25000 کالا به صورت روزانه در این شرکت تولید میشود!

 - با پایان گرفتن فصل سرما آخرین کارتن خواب تهرانی نیز در خاموشی فرو رفت و فوت نمود. با مرگ این کارتن خواب شمار کارتن خواب های فوت شده تهرانی به 2 میلیون نفر رسید!شایان ذکر است حدود 80 درصد جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی میکنند!

- با پایان یافتن طرح مبارزه با اراذل و اوباش چند شرکت آفتابه سازی از نیروی انتظامی شکایت کردند . شایان ذکر است بیست سال پیش نیروی انتظامی با قراردادن لوله آفتابه در دهان اراذل آنها را تنبیه می کرد .

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 15:23  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
زیباییهای ایران
create your own slideshow
2 نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 17:2  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
یک سری عکس جدید

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 16:29  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
عکسی از دو دخترخانم خوردنی
یک کیک که شبیه یک پرستار درست شده

اینم یه دختر خوردنی

2 نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 12:8  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
قشنگترین کارها با شیشه
Cool Slideshows
2 نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 11:16  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
قشنگترین بسم اللهی که تا حالا دیدی
Get Your Own!
2 نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 18:25  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
یه نظر سنجی دیگه
2 نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 18:16  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
حکومت نظامی ...
من نمی دانم آیا ایران در حال جنگ است یا چیز دیگر که دولت نهم تصمیم گرفته بخشنامه ای را برای صاحبان مغازه ها صادر کند که از این به بعد می باید راس ساعت ۲۱ کرکره مغازه را پایین بکشند و کار نکنند . این خبر توسط اخبار ساعت هشت و نیم گفته شد و طبق پرس و جو ها من فهمیدم که راست می باشد . اخر چرا ؟ آیا این موضوع هم به ارتقای امنیت اجتماعی ربط دارد . لطفا دوستانی که در این مورد اطلاعی دارند نظراتشون رو برای من ارسال کنند .
2 نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 22:54  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
گزارش لحظه به لحظه از دستگیری پانزده غواص ایرانی توسط نیروی دریایی ارتش انگلستان

روز اول، ساعت 03:22 بامداد به وقت تهران/ بی بی سی با قطع برنامه های خود اعلام می کند: 15 غواص ایرانی که به صورت غیر قانونی وارد آب های سرزمینی انگلستان شده بودند دستگیر شدند
همان روز، ساعت 08:22/ به دلیل اینکه زمان پخش خبر فوق درست در وقت خواب ایرانی ها بوده، بی بی سی دوباره خبر مذکور را اعلام می کند!
همان روز، ساعت 14:00/ سخنگوی وزارت امور خارجه تکذیب می کند: بچه های ما به دلیل سردی آب از ساعت هشت شب به بعد وارد آن نمی شوند!
همان روز، ساعت 14:01/ بی بی سی با قطع برنامه های خود در حالی که تصاویر غواصان ایرانی را پخش می کند اعلام می کند:پس اینا بچه های ما هستند؟!
روز دوم، ساعت 10:02/ شبکه ی خبر؛ رئیس جمهور در کنفرانس خبری: کشاورزان ما امروز نشان داده اند که خودکفایی دست یافتنی است...
همان روز، همانجا، ساعت 10:05/ پیرمردی با عصا و کلاه نمدی بلند می شود و در حالی که عکس فرزندش را در دست گرفته فریاد می زند: حاج آقا! من دیروز داشتم ماهواره نگاه می کردم، عکس هوشنگمان را پخش کرد، پای چشمش کبود بود...
رئیس جمهور: بنده از همینجا دست تمامی کشاورزان عزیز میهنم را می بوسم! و به شما پدرجان تبریک می گویم که با داشتن ماهواره، از استعمال کانال های غیر اخلاقی امتناع می کنید!
پیر مرد: اتفاقا خیلی شانسی شد، چون دیشمان طرف تایلنده!
همان روز، ساعت 13:23/ شبکه ی خبر؛ سخنگوی دولت: دستگیریشان را تایید می کنیم اما زیر بار بقیه ی ماجرا نمی رویم!
روز سوم، ساعت 05:32/ بی بی سی اعترافات غواصان ایرانی مبنی بر حضورشان در آب های سرزمینی انگلستان را از تمام شبکه های خود پخش می نماید.
همان روز/ تیتر اول نشریات و روزنامه های داخلی:
اعتماد ملی: اگر کروبی بود اینطور نمی شد
همشهری: رئیس جمهور در کنفرانس خبری صبح دیروز: دست کشاورزان را می بوسم
خبر ورزشی: ملاقات آندرانیک تیموریان با غواصان ایرانی
جام جم: آزادی غواصان ایرانی تا 5 ساعت دیگر
اعتماد: عمرا!
ماهان: شهلا را اعدام کنید تا غواصان آزاد شوند
ایران دیلی: nuclear energy haghe mosallame mast
خانواده سبز: هدیه تهرانی و شباهت هایش به آنجلینا جولی
کیهان: اتحاد ملی تنها راه آزادی غواصان ایرانی
آفتاب یزد: سفر خاتمی به ایران لغو شد
روز چهارم، ساعت 23:03/ رئیس جمهور در گفتگوی ویژه خبری: بنده فردا صبح شخصا به همراه هفت نفر از هیئت دولت در لندن با انگلستان وارد مذاکره خواهیم شد.
روز پنجم، ساعت 11:29/ بی بی سی با قطع برنامه های خود اعلام کرد: هشت غیرنظامی ایرانی که قصد ورود غیرقانونی به خاک انگلستان را داشتند دستگیر شدند!!!
روز ششم، ساعت 12:20/ سخنگوی دولت: تکذیب می کنم!
همان روز، ساعت 12:21/ سخنگوی دولت: تایید می کنم!!
روز هفتم، ساعت 22:40/ تحصن مقابل سفارت دانمارک، به آتش کشیدن پارک جنگلی چیتگر و انجام حرکات موزون توسط عده ای دانشجو نما!!
روز سی و هفتم/ کتاب خاطرات 23 ایرانی دستگیر شده توسط ارتش انگلستان با عنوان «سال های رنج» در کوبا و ونزوئلا برای چهلمین بار چاپ می شود و کاسترو در حالی که از کپسول اکسیژن استفاده می کند، 22 ساعت درباره ی کتاب مذکور سخنرانی می نماید!
امروز/ می گویند قرار است برای انتخاب رئیس جمهور جدید انتخابات فوری برگزار شود. یک چیز دیگر هم می گویند اینکه یکی از مدعیان گفته: ماهیانه صدهزار تومان به هر ایرانی!

از اینجا چاپیدمش

2 نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 16:32  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
روشهاي لذت بردن از زندگي ( براي کساني که از هيچ چيز لذت نمي برند)

·     مقدار زيادي مايعات بنوشيد بطوري که بعد از چند ساعت مثانه شما به حد انفجار برسد.بعد سعي کنيد در حدود يک ساعت خود را در چنين وضعي قرار دهيد.وقتي طاقت شما تمام شد به دستشويي برويد و مفصل ادرار نماييد، در چنين حالتي مي توانيد براي چند لحظه از زندگي خود لذت فراواني ببريد.

·     مقدار بسيار زيادی اتانول + آب ميل کنيد و در کنار آن مقدار زيادي سيگار ، قليان و از اين قبيل مصرف کنيد. آنقدر به اين کار ادامه دهيد تا بيهوش شويد. بعد از چند ساعت بيدار خواهيد شد در حالي که دچار سردرد شديد و حالت تهوع شده ايد.سعي کنيد به کمک چيزي مانند نوشيدن قهوه تلخ استفراغ کنيد شايد مجبور شويد اين کار را تکرار کنيد تا سر درد و حالت تهوع شما قطع گردد  بعد از مدتي احساس آرامش بسيار مطبوعي به شما دست خواهد داد که با خواب عميق و شيريني همراه است.مي توانيد در اين حالت از زندگي خود لذت ببريد.

       در ساعات پر ترافيک سوار اتوموبيل خود شده و از خانه خارج شويد. به يکي از معابر پر ترافيک شهر برويد و خود را چند ساعت در ترافيک مشغول کنيد بطوريکه دچار خستگي مفرط ، سردرد ،کمر درد, پا درد... گرديد در اين حالت تصميم بگيريد که به خانه بازگرديد،در راه باز هم دچار ترافيک مي شويد و هر لحظه آرزو مي کنيد که سريعتر به منزل برسيد.وقتي به خانه برگشتيد مي توانيد در حالتي ريلکس نشسته و با  هر چيزي مانند نوشيدن چاي, تماشاي تلوزيون يا گوش دادن به يک موسيقي ملايم، از زندگي خود لذت ببريد.

    يک شب سرد زمستاني از خانه خارج شويد آنقدر صبر کنيد تا خواب به سراغتان بيايد، به خانه برنگرديد،به سمت پارکي برويد و سعي کنيد بر روي نيمکتي بخوابيد. از دستان  خود  بالشتي بسازيد و از سرما بلرزيد.وقتي احساس کرديد ادامه اين کار شما را به کشتن خواهد داد به منزل برگرديد و در تختخواب خود بياراميد و از زندگي لذت ببريد.

    اسم خانه سالمندان و معلولين کهريزک به گوش شما خورده است؟ يک روز از وقت خود را بگذاريد و به آنجا يا مکاني مشابه آن برويد. در بين ساکنين آن ساعتي گردش کنيد.به پيرمردي که روي نيمکتي نشسته و با هيچ کس صحبت نمي کند و در انديشه فرو رفته است توجه کنيد. سعي کنيد فکر او را بخوانيد که افسوس عمر از دست رفته را مي خورد در اين انديشه است که اگر تواني داشت و  اگر هنوز فرصتي پيدا ميکرد دوست داشت زندگي کند دوست داشت براي خود شرايطي ايجاد کند که محتاج منت ديگران نباشد، از تجربيات و  اشتباهات گذشته استفاده کند و ... اما فقط منتظر مرگ است و ديگر هيچ! به دختر زيبايي که از بدو تولد نه دست داشته است نه پا!، روي تختي خوابيده و تو را مي نگرد که راه مي روي و از دستان خود استفاده مي کني ... و پيش خود مي گويد: خدايا اگر من  هم سالم بدنيا مي آمدم چه مي شد ؟ بنشين و ساعتي با برخي از آنها گفتگو کن.وقتي از آن مکان بازگشتي خدا را شکر ميکني و آنوقت تازه مي فهمي چقدر خوشبختي.

2 نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 10:46  توسط محسن  | 
 
Who links to me?