تبليغاتX
اندیشه هایم

Balatarin Submit to Social Websites
تغییر آدرس
سلام به همه دوستای گلم . من از این به بعد اینجا نمی نویسم . نه اصلا نترسید قرار نیست که دیگه ننویسم . فقط ادرسم رو عوض کردم

برای دیدن نوشته های من در اینده به این آدرس بروید http://blog.emohsen.ir خلاصه اینکه ما یه هاست گرفتیم و از این به بعد اونجا می نویسم . البته سعی می کنم مطالب اینجا رو یواش یواش منتقل کنم اونجا . اگر مشکلی می بینید بهم بگید تا درست کنم . به امید دیدار همه شما در وبلاگ جدید من

2 نوشته شده در  چهارشنبه 30 خرداد1386ساعت 12:37  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
8 روش براي كسب حقوق بيشتر
مصاحبه را انجام داده و همه را تحت تاثیر مهارت ها، اشتیاق و مدارک تحصیلی خود قرار داده اید، و اکنون برای مرحله ی دوم مصاحبه دعوت شده اید. میدانید که قصد استخدامتان را دارند.
مشکل اینجاست که شما حقوقی بیش از آنچه آنها خود پیشنهاد داده اند می خواهید. اما آیا می دانید که چطور تصمیم گیرنده ها را برای تخصیص حقوق بیشتر برای شما بدون منصرف کردنشان از استخدامتان متقاعد کنید؟
همه چیز بستگی به آمادگی قبلی، رفتار و عملکردتان دارد. در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که به شما کمک می کند.

1- تحقیقات لازم را انجام دهید
تا می توانید درمورد میزان پرداختی های شرکت مورد نظر اطلاعات جمع آوری کنید. هر چند تا مدرک دانشگاهی و گواهینامه های مختلف هم داشته باشید، اتحادیه ها و كمپاني هاي شراکتی معمولاً در تغییر میزان حقوق انعطاف پذیری کمتری دارند.
در قسمتی از تحقیقاتتان باید حداقل حقوق درخواستی خودتان را تعیین کنید. اگر میبینید که حقوق پیشنهادی آنها از حداقل حقوق شما هم پایین تر است، بهتر است که وقت خود را تلف نکنید. دلیلی ندارد که وقت خود را صرف مصاحبه های شرکت ها و کارخانه هایی بکنید که نمی توانند دستمزد و حقوق دلخواه شما را برآورده کنند.

2- پیشنهاد اول را شما ندهید
قسمت حقوق پیشنهادی را در فرم استخدام خالی بگذارید و هیچ حقوق مشخصی را تعین نکنید. اگر از همان ابتدا حقوق بالایی را پیشنهاد دهید، روی نظر مسئولان برای استخدام شما تاثیر خواهد گذاشت. شاید هم مبلغی کمتر از آنچه رئیس برایتان در نظر گرفته بوده بنویسید و با این کار حقوقتان کمتر شود.

3- ارزشهایتان را بشناسید
ببینید آیا در موضع قدرت هستید. اگر شرکت ها و جاهای دیگر به دنبال شما هستند، می توانید از آن برای اعمال قدرت و نفوذ استفاده کنید. اما حواستان باشد که خیلی هم روی این مسئله تاکید نکنید. بیش از حد مطمئن و دلگرم بودن هم ممکن است برایتان مشکل ساز شود.

4- بگذارید اول آنها مسئله ی حقوق را مطرح کنند
نباید شما خودتان مسئله ی حقوق را به میان آورید. و وقتی از شما حقوق پیشنهادیتان را سوال کردند، حدود قیمتتان را بدهید، اما بگویید که این قیمت باز جای بحث دارد و دیگر ساکت شوید و بحث راه نیاندازید.

5- فواید مهارتهایتان را مطرح کنید
وقتی درمورد شغل گذشته تان صحبت می کنید، دستاوردها و پیشرفت هایتان را توضیح دهید. تمام موفقیت هایی را که برای شرکت قبلی به دست آورده اید را برای آنها بازگو کنید. حتی اگر پاداشی هم در این زمینه دریافت کرده اید، آن را هم مطرح کنید. با این کار آنها شما را به عنوان فردی فعال و باکفایت خواهند دید.

6- متعجب نگاه نکنید
وقتی مصاحبه کننده، حقوق پیشنهادی شرکت را برایتان مطرح کرد، فقط سرتان را تکان دهید، گویی که در حال بررسی هستید، اما ساکت بمانید. اما اگر قیمت پیشنهادیشان خیلی کمتر از توقع شما باشد، کمی تعجب کردن کاملاً لازم است.

7- عاقلانه رفتار کنید
با توجه به تحقیقاتی که انجام داده اید، می دانید که حقوق پیشنهادیشان خیلی پایین است. نیازی به بحث و دعوا نیست. اینجا باید ریسک کنید. بلند شوید و به آنها بگوید که این میزان حقوق برایتان کافی نمی باشد. دو احتمال وجود دارد، یکی اینکه همان موقع فايل استحدام شما را بسته و فراموشتان می کنند، یا اینکه اگر به نظرشان قابلیت های خوبی داشته باشید، روی مسئله ی حقوق تجدید نظر می کنند.

8- انعطاف نشان دهید
اگر واقعاً این کار را می خواهید، پس لازم است که کمی هم شما از خودتان انعطاف نشان دهید. البته پول مهم است، اما گاهی اوقات مسائل مهمتری هم در یک کار وجود دارد. پس اگر آنها انعام ها و پاداش های ویژه ای برایتان در نظر گرفتند، شما هم کمی کوتاه بیایید.

خودتان را باور داشته باشید
اگر خودتان و مهارتها و قابلیت هایتان را باور داشته باشید، با اعتماد به نفس بیشتر جلو خواهید رفت، و حتماً موفق خواهید شد که آنها را متقاعد به دادن حقوق دلخواهتان کنید.
با آمادگی قبلی، کمی روانشناسی، و استفاده از مهارت های اجتماعیتان، با تکیه بر قابلیت هایتان، می توانید به هدفتان دست یابید .
2 نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 11:37  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
عجیب ترین غذاهای دنیا
گاهي واقعا شگفت‌انگيز است كه مردم برخي كشورها چه غذاهاي عجيب و غيرقابل باوري را مي‌خورند. در اين بين شايد ژاپن و چين ركورددار خوردن غذاهاي باورنكردني هستند كه حتي خوردن برخي از آنها در عقل انسان نيز نمي‌گنجد. غذاهايي همچون اختاپوس، خيار دريايي، لانه پرنده، كله‌پاچه خوك، ملخ سرخ شده و... كه حتي تصور آنها حال آدم را به هم مي‌زند. در اين جا مي‌خواهيم بعضي از اين غذاها را مرور كنيم:البته پيشاپيش عذرخواهي مي كنيم.
    


    - <حلزون> (شمال غربي آمريكا): حلزون‌هايي بزرگ با گردن‌هاي دراز، اين غذا بسيار محبوب مردم اين منطقه است ولي خيلي عجيب و غريب به نظر مي‌رسند. اين غذا اغلب <گويي داك> نيز ناميده مي‌شود.
    - <گور گونزولا> (ايتاليا): پنيري كاملا بدبو است كه آدم رغبت نمي‌كند آن را بو كند.
    - <ملخ سرخ شده> (آفريقا، تايلند): در اين مناطق ملخ‌هاي درشت را در روغن سرخ مي‌كنند و معتقدند بسيار لذيذ است.
    - <سوپ آشيانه پرنده> (چين): اين سوپ از آشيانه نوعي پرستو درست مي‌شود. اين نوع پرستو براي ساختن آشيانه خود از شاخ و برگ گياهان خاصي استفاده مي‌كند كه از نظر چيني‌ها خيلي خوشمزه هستند.
    - <هاگيس> (اسكاتلند): شكمبه گوسفند كه با آرد و گوشت و مخلفات ديگر پر شده و بخارپز مي‌شود. در واقع اين غذا نوعي سوسيس است.
    - <هاكارل> (ايسلند): هاكارل وقتي تازه است سمي مي‌باشد. اين غذا از نوعي كوسه تهيه مي‌شود. در واقع گوشت اين كوسه تخمير مي‌شود. در قديم مردم ايسلند كوسه درسته را يك و نيم تا دو متر زيرزمين دفن مي‌كردند ولي امروزه آن را در پلاستيك‌هاي مخصوص مي‌پيچند و نگه مي‌دارند. اين گوشت چند هفته مي‌ماند و سپس چند هفته ديگر آن را آويزان مي‌كنند تا هوا بخورد و خوشرنگ شود. حتي معده خود ايسلندي‌ها هم گاه توانايي تحمل اين غذا را ندارد.
    - <پنير كله يا هه‌چيز> (سوئد): غذايي كه با كله پخته شده حيوانات درست مي‌شود و مخصوص ناهار است. آنها كله گوسفند و... را حسابي مي‌پزند و آب غليظ شده آن را در ظرفي مي‌ريزند و مي‌گذارند تا مثل ژله ببندد. بعد آن را مثل كالباس برش مي‌زنند.
    - <بلابر> (آلاسكا): چربي خام پستانداران دريايي.
    - <پاچه شتر> (فرانسه): درست شبيه به پاچه گوسفند خودمان است.
    - <كانگورو> (استراليا): ده سال پيش خوردن گوشت كانگورو حتي در استراليا عجيب به نظر مي‌رسيد ولي امروزه اين غذا جزء غذاهاي معمولي اين كشور و برخي كشورهاي ديگر از جمله روسيه شده است. طعم گوشت كانگورو شيرين و چيزي مابين گوشت گوزن و جگر است.
    - <استيك تاتاري> (فرانسه): گوشت گاو كاملا خام. اين غذا در ژاپن و برخي كشورهاي ديگر نيز مرسوم است.
    - <منودو> (مكزيك): اين غذا سوپ شكمبه گاو است.
    - <سيبرئو> (ايتاليا): اين غذا همان تاج خروس است (البته نه گل تاج خروس)
    - <سوپ جغد> (چين): شبيه به سوپ جوجه است با اين تفاوت كه به جاي جوجه‌مرغ در آن از جوجه جغد استفاده مي‌كنند.
    - <ميگوي مست>(چين): اين غذاي عجيب شامل ميگوهاي زنده‌اي است كه در ظرف مخصوص شنا مي‌كنند. مردم با شور و شوق خاصي با چوب‌هاي غذاخوري خود ميگوها را شكار مي‌كنند و گاز مي‌زنند.
    - <فوگو> (ژاپن): نوعي ماهي بادكنكي كه بخشي از بدنش سمي و كشنده است به طوري كه تنها سرآشپزهاي بسيار ماهر اجازه طبخ آن را دارند. خوردن اين ماهي سالانه حدود سيصد ژاپني را به كشتن مي‌دهد ولي باز هم مردم زيادي علاقه به خوردن آن دارند..
    - <اختاپوس> (چين، كشورهاي آسياي شرقي): اختاپوس پخته و تزيين شده با انواع سبزيجات رنگارنگ. مردم اين كشورها با اختاپوس سالاد هم درست مي‌كنند.
    - <ريچي دومار> (سيسيل): اين غذا از نوعي جانور دريايي با همين نام درست مي‌شود و مردم سيسيل در جنوب ايتاليا تنها علاقه‌مندان به اين غذاي تيغ‌دار هستند.
    - <باساشي> (ژاپن): اين غذا گوشت خام اسب است كه آن را نازك برش مي‌دهند.
    - <پاي قلوه> (انگليس): پاي نوعي شيريني پرطرفدار است كه درون آن با انواع ميوه‌ها پر مي‌شود ولي مردم انگليس نوعي ديگر از پاي را مي‌پزند. درون اين غذا با خوراك قلوه پر شده است. فكر مي‌كنيد خوشمزه باشد؟ 

نویسنده اصلی رو نمی شناسم

2 نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 10:59  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
اتل متل یه بابا
اتل متل يه بابا

دلير و زار و بيمار

اتل متل يه مادر

يه مادر فداكار

اتل متل بچه‌ها

كه اونارو دوست دارن

آخه غير اون دوتا

هيچ كسي رو ندارن

مامان بابا رو مي‌خواد

بابا عاشق اونه

به غير بعضي وقتا

بابا چه مهربونه

وقتي كه از درد سر

دست مي‌ذاره رو گيجگاش

اون باباي مهربون

فحش مي‌ده به بچه‌هاش

همون وقتي كه هرچي

جلوش باشه مي‌شكنه

همون وقتي كه هرچي

پيشش باشه مي‌زنه

غير خدا و مادر

هيچ‌كسي رو نداره

اون وقتي كه باباجون

موجي مي‌شه دوباره

دويدم و دويدم

سر كوچه رسيدم

بند دلم پاره شد

از اون چيزي كه ديدم

بابام ميون كوچه

افتاده بود رو زمين

مامان هوار مي‌زد

شوهرمو بگيرين

مامان با شيون و داد

مي‌زد توي صورتش

قسم مي‌داد بابارو

به فاطمه، به جدش

تو رو خدا مرتضي

زشته ميون كوچه

بچه داره مي‌بينه

تو رو به جون بچه

بابا رو كردن دوره

بچه‌هاي محله

بابا يه هو دويد و

 زد تو ديوار با كله

هي تند و تند سرش رو

بابا مي‌زد تو ديوار

قسم مي‌داد حاجي رو

حاجي گوشي رو بردار

نعره‌هاي بابا جون

پيچيد يه هو تو گوشم

الو الو كربلا

جواب بده به گوشم

مامان دويد و از پشت

گرفت سر بابا رو

بابا با گريه مي‌گفت

كشتند بچه‌هارو

بعد مامانو هلش داد

خودش خوابيد رو زمين

گفت كه مواظب باشين

خمپاره زد، بخوابين

الو الو كربلا

پس نخودا چي شدن؟

كمك مي‌خوايم حاجي جون

بچه‌ها قيچي شدن

تو سينه و سرش زد

هي سرشو تكون داد

رو به تماشاچيا

چشماشو بست و جون داد

بعضي تماشا كردن

بعضي فقط خنديدن

اونايي كه از بابام

فقط امروزو ديدن

سوي بابا دويدم

بالا سرش رسيدم

از درد غربت اون

هي به خودم پيچيدم

درد غربت بابا

غنيمت َنبرده

شرافت و خون دل

نشونه‌هاي مرده

اي اونايي كه امروز

دارين بهش مي‌خندين

براي خنده‌هاتون

دردشو مي‌پسندين

امروزشو نبينين

بابام يه قهرمونه

يه‌روز به هم مي‌رسيم

بازي داره زمونه

موج بابام كليده

قفل در بهشته

درو كنه هر كسي

هر چيزي رو كه كشته

يه روز پشيمون مي‌شين

كه ديگه خيلي ديره

گريه‌هاي مادرم

يقه تونو مي‌گيره

بالا رفتيم ماسته

پايين اومديم دروغه

مرگ و معاد و عقبي

كي ميگه كه دروغه؟

شعر از زنده يا د ابوالفضل سپهر

2 نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 11:36  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
درباره يانگوم

حتما همتون سریال جواهری در قصر رو دیدید . من نه می خوام بگم این سریال قشنگه و نه چیز دیگه فقط می خوام در مورد یانگوم واقعی چند تا چیز رو که از اینترنت درآوردم بگم

یانگوم در اوایل قرن ۱۶ می زیسته و تنها پزشک زن دربار در تاریخ کره بوده است. نام وی هفت بار در سالنامه تاریخ جیسون ذکر شده اما جزئیات زیادی در مورد وی به ثبت نرسیده است. از جمله اطلاعات کمی که درباره او وجود دارد این است که پادشاه یانگ یونگ از اطلاعات پزشکی وی بسیار راضی بوده و به او اعتماد کامل داشته چنان که مراقبت های پزشکی کلیه اعضا خانواده سلطنتی را به وی سپرده بوده است. به همین دلایل از ماموران رده بالای دربار محسوب می شده و لقب دائه به معنای بزرگ را به وی داده بودند.
البته محققین هنوز بر سر این مساله که آیا چنین شخصیتی وجود حقیقی داشته یا نه به توافق نرسیده اند.

جاهایی که نام یانگوم در سالنامه سلسله جیسون ذکر شده است
▪ مارس و آوریل ۱۵۱۵ زمانی که همسر دوم پادشاه پس از زایمان درگذشت. ماموران سلطنتی دربار، پادشاه را مجبور کردند تمامی پزشکان زنی را که مسوول درمان همسر پادشاه بوده تنبیه کند (یانگوم هم یکی از آنها بود) اما پادشاه از این امر اجتناب کرد و گفت؛ یانگوم سهم زیادی در به دنیا آمدن کودکان دربار و سلامت خود و مادرانشان دارد و باید مورد تقدیر قرار گیرد. اما من تا به حال به خاطر دیگر مشغله هایم فرصت نداشته ام از وی تقدیر کنم، اکنون شما از من می خواهید چون ملکه مرده او را تنبیه کنم؟ اما من نه تنبیه اش می کنم و نه تشویقش. همین کافی است.
▪ در سالنامه ۱۵۲۴ چنین آمده است؛ یانگوم بزرگ بهتر از دیگر پزشکان زن دربار بود. به همین خاطر اجازه یافت از پادشاه مراقبت کند.
▪ ۲۹ ژانویه ۱۵۴۴ زمانی که حکم پادشاه به شرح زیر در سالنامه درج شد؛ «از وقتی که به بیماری سرماخوردگی مبتلا شده ام فرصت نیافته ام به انجام وظایفم بپردازم. چند روز پیش در سمیناری دانشگاهی شرکت کردم تا به مباحثه پیرامون فلسفه بپردازیم اما هوای سرد شرایطم را بدتر کرد. به باک سگئو و هنگ چیم، پزشکان دربار، و همچنین یانگوم بزرگ، بهترین پزشک زن دربار، گفته ام درباره نسخه مورد نیاز مشورت کنند. بد نیست وزارت بهداشت نیز این مساله را بداند.»
▪ ۹ فوریه ۱۵۴۴، در این سالنامه آمده پادشاه به خاطر بهبود سرما خوردگی اش از یانگوم تشکر کرده است.
▪ ۲۵ اکتبر ۱۵۴۴، سالنامه ها گفت وگوی میان وزیر امپراتوری و یانگوم را درباره وضعیت سلامت پادشاه که رو به افول دارد ضبط کرده است. در این گفت وگو از قول یانگوم نقل شده است؛ جناب پادشاه نیمه شب روز گذشته و همچنین زمان کوتاهی در هنگام سپیده دم خوابیده است اما اوضاع مزاجی چندان مناسبی ندارد.
▪ ۲۶ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه از قول پادشاه چنین آمده است؛ «هنوز اوضاع مزاجی ام بهبود نیافته است. هنوز پزشکان درباره نسخه مناسب درحال شور هستند. یانگوم بزرگ از وضعیت جسمانی ام کاملاً آگاه است.» یانگوم بعدها نسخه اش را برای وزرا توضیح داد.
▪ ۲۹ اکتبر ۱۵۴۴ در سالنامه آمده که بیماری پادشاه بهبود یافته و او به تمامی کادر پزشکی دربار مرخصی داده است. (پادشاه سرانجام ۱۷ روز بعد درگذشت.) این آخرین مدخلی است که در آن نام یانگوم بزرگ آمده است.

2 نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 11:3  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
مراحل تکامل عشق (دختر پسرا بخونند)

عشـق مـيـان دو فـرد طــي چنـــدين مرحله متفاوت تكامل مي يـابد كه به مـنـظور بــقاي عشق هر كدام ازاين مراحل اهميت خاص خود را دارا ميباشد اين مراحل شامل:
 مجذوب شدن، دلربايي، هوس (اشتياق مفرط)، صميميت و تعهد است:


 
1- مرحله مجذوب شدن
 
واكنــش مـثـبـت نسـبت به يك شخص است كه خود به دو مرحله تقسيم بندي ميگردد:
 * مجذوب شدن فيزيكي :
 
هنگامــي روي مــــي دهد كه جـسم شمـا نــــسبت به يك شخص از خود واكنش نشان ميدهد. واكنشهايي همچون: افزايش ضربان قلب، افزايش درجه حرارت بدن، تعريق كف دستها و دلهرگي. اين مرحله سطحي ترين و ابتدايي ترين مرحله عشق ميباشد اما در عين حال يكي از قدرتمند ترين عوامل است.
 * مجذوب شدن عاطفي :
 
هنگامي كه اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شكل ميگيرد. پس از آنكه شما از لحاظ فيزيكي مجذوب شخصي گرديد سپس باب گفتگو را با وي خواهيد گشود و اگر متوجه شديد كه اشتراكاتي با يكديگر دارا ميباشيد از قبيل سرگرميها، طرز تفكر، ايدئولوژي، شغل، تحصيلات، علايق و ديگر زمينه هاي مشترك سپس از لحاظ احساسي مجذوب يكديگر خواهيد گشت.
 همچنين مجذوب شدن از لحاظ عاطفي حتي ميتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فيزيكي نيز به وقوع بپيوندد. در اين صورت پيوند و رابطه مستحكم تري ممكن است ميان دو فرد ملاقات كننده پديد آيد. زيرا پيشداوريها و پيش فرضهاي مبتني بر ظاهر فيزيكي ديگر وجود نخواهند داشت.
 
 
2-دلربايي
 
در اصل به عمل تلاش براي تاثيرگذاري و جلب توجه و نظر فردي ديگر توسط توجه متقابل و اهداي هدايا و غيره اطلاق ميگردد. دلربايي نيز دو قسم است:
 دلربايي خودخواهانه و دلربايي غير خودخواهانه و با خلوص نيت.
 * دلربايي خود خواهانه :*
 هنگامي روي ميدهد كه شما اقدام به اعمال رمانتيك ميزنيد صرفا بمنظور منفعت شخصيي خودتان. مانند هديه دادن براي تحت تاثير قرار دادن شريك خود. در واقع شما دلربايي را بعنوان يك آلت و به عنوان معامله بكار ميبريد.
 * دلربايي خالصانه : * هنگامي روي ميدهد كه شما تنها براي دلخوشي و لذت شريكتان دست به اعمال رمانتيك ميزنيد. شما نيز تنها از خوشحالي و لذت شريك خود ابراز خوشنودي ميكنيد.
 دلربايي (و يا عشق) خودخواهانه خيلي زود به سردي گراييده و زايل ميگردد. اما دلربايي ( و يا عشق) عاري از هر گونه خودخواهي تداوم خواهد يافت. از آنجايي كه دلربايي و رمانتيك بودن يك عمل ميباشد بسياري از افراد كه مدت زيادي را با يكديگر گذرانده اند آن را به دست فراموشي ميسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله هاي آن را مجددا افروخته سازند.
 
 
3- مرحله هوس-اشتياق مفرط
 
آرزوي داشتن فردي، تا آن حد كه جدايي از آن فرد غير ممكن ميگردد. اين هنگامي است كه رابطه احساسي مبدل به رابطه فيزيكي ميگردد. اين مرحله بسيار حائز اهميت است. اين مرحله لحظه اي است كه رابطه به يك دو راهي منشعب ميگردد كه دو فرد ميبايد يكي از آن دو راه را براي ادامه مسير برگزينند: يك راه كه به تباهي مي انجامد و مسير ديگر كه به مرحله والاتر منتهي ميگردد.
 
 
4- مرحله صمیمیت
 
به يك ارتباط تنگاتنگ و بسيار نزديك اطلاق ميگردد. دو فرد افكار، عقايد، احساسات و روياهايشان را با يكديگر قسمت ميكنند. در يك صميمت حقيقي چيزي براي پنهان ساختن از يكديگر وجود نخواهد داشت. صميميت يك پديده ناگهاني نبوده بلكه يك روند تدريجي و پيشرونده ميباشد كه هيچگاه متوقف نميگردد. هرگاه صميميت در يك رابطه وجود نداشته باشد ممكن است آن رابطه براي مدتي دوام بياورد اما هميشگي نخواهد بود.
 
 
5- مرحله تعهد
 
به التزام براي صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختيها و خوشيهاي زندگي اطلاق ميگردد. اگر شما قادر بوده ايد تا اين مرحله از عشق پيشروي كنيد پس چرا ميخواهيد به همه چيز پشت پا بزنيد؟ به يكديگر گوش دهيد، با يكديگر سازش كنيد و به خاطر داشته باشيد كه براي دستيابي به اين مرحله و موفقيت مسير دشواري را پيموده ايد. بنابراين قدر جايگاه خود را بدانيد.

2 نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 10:56  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
عکسی از دو دخترخانم خوردنی
یک کیک که شبیه یک پرستار درست شده

اینم یه دختر خوردنی

2 نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 12:8  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
قشنگترین کارها با شیشه
Cool Slideshows
2 نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 11:16  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
یه نظر سنجی دیگه
2 نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 18:16  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
روشهاي لذت بردن از زندگي ( براي کساني که از هيچ چيز لذت نمي برند)

·     مقدار زيادي مايعات بنوشيد بطوري که بعد از چند ساعت مثانه شما به حد انفجار برسد.بعد سعي کنيد در حدود يک ساعت خود را در چنين وضعي قرار دهيد.وقتي طاقت شما تمام شد به دستشويي برويد و مفصل ادرار نماييد، در چنين حالتي مي توانيد براي چند لحظه از زندگي خود لذت فراواني ببريد.

·     مقدار بسيار زيادی اتانول + آب ميل کنيد و در کنار آن مقدار زيادي سيگار ، قليان و از اين قبيل مصرف کنيد. آنقدر به اين کار ادامه دهيد تا بيهوش شويد. بعد از چند ساعت بيدار خواهيد شد در حالي که دچار سردرد شديد و حالت تهوع شده ايد.سعي کنيد به کمک چيزي مانند نوشيدن قهوه تلخ استفراغ کنيد شايد مجبور شويد اين کار را تکرار کنيد تا سر درد و حالت تهوع شما قطع گردد  بعد از مدتي احساس آرامش بسيار مطبوعي به شما دست خواهد داد که با خواب عميق و شيريني همراه است.مي توانيد در اين حالت از زندگي خود لذت ببريد.

       در ساعات پر ترافيک سوار اتوموبيل خود شده و از خانه خارج شويد. به يکي از معابر پر ترافيک شهر برويد و خود را چند ساعت در ترافيک مشغول کنيد بطوريکه دچار خستگي مفرط ، سردرد ،کمر درد, پا درد... گرديد در اين حالت تصميم بگيريد که به خانه بازگرديد،در راه باز هم دچار ترافيک مي شويد و هر لحظه آرزو مي کنيد که سريعتر به منزل برسيد.وقتي به خانه برگشتيد مي توانيد در حالتي ريلکس نشسته و با  هر چيزي مانند نوشيدن چاي, تماشاي تلوزيون يا گوش دادن به يک موسيقي ملايم، از زندگي خود لذت ببريد.

    يک شب سرد زمستاني از خانه خارج شويد آنقدر صبر کنيد تا خواب به سراغتان بيايد، به خانه برنگرديد،به سمت پارکي برويد و سعي کنيد بر روي نيمکتي بخوابيد. از دستان  خود  بالشتي بسازيد و از سرما بلرزيد.وقتي احساس کرديد ادامه اين کار شما را به کشتن خواهد داد به منزل برگرديد و در تختخواب خود بياراميد و از زندگي لذت ببريد.

    اسم خانه سالمندان و معلولين کهريزک به گوش شما خورده است؟ يک روز از وقت خود را بگذاريد و به آنجا يا مکاني مشابه آن برويد. در بين ساکنين آن ساعتي گردش کنيد.به پيرمردي که روي نيمکتي نشسته و با هيچ کس صحبت نمي کند و در انديشه فرو رفته است توجه کنيد. سعي کنيد فکر او را بخوانيد که افسوس عمر از دست رفته را مي خورد در اين انديشه است که اگر تواني داشت و  اگر هنوز فرصتي پيدا ميکرد دوست داشت زندگي کند دوست داشت براي خود شرايطي ايجاد کند که محتاج منت ديگران نباشد، از تجربيات و  اشتباهات گذشته استفاده کند و ... اما فقط منتظر مرگ است و ديگر هيچ! به دختر زيبايي که از بدو تولد نه دست داشته است نه پا!، روي تختي خوابيده و تو را مي نگرد که راه مي روي و از دستان خود استفاده مي کني ... و پيش خود مي گويد: خدايا اگر من  هم سالم بدنيا مي آمدم چه مي شد ؟ بنشين و ساعتي با برخي از آنها گفتگو کن.وقتي از آن مکان بازگشتي خدا را شکر ميکني و آنوقت تازه مي فهمي چقدر خوشبختي.

2 نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 10:46  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
اولین نظر سنجی اس ام اسی در مورد سایت بالاترین

2 نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 12:29  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
خرده وام بجای صدقه...
شاهکار است. همین الان دارم یک برنامه‌ای از تلوزیون تماشا می‌کنم در باره سازمان کیوا. این سازمان نمونه‌ای خاص از سازمان‌هایی است که طریق اینترنت امکان وام‌های کوچک فرد به فرد بدون دخالت بانک را فراهم می‌کنند. در واقع کاری که کیوا،‌ این سازمان کوچک هفت نفره، می‌کند این است که از یک طرف با همکاری محلی، در فقیرترین روستاهای گوشه و کنار دنیا افرادی را که برای راه انداختن کار و کاسبی احتیاج به وام‌های کوچک دارند شناسایی کنند. بعد عکس مشخصات این آدم‌هاو طرح و نقشه کاسبی‌شان را روی وبسایت می‌گذارند. هرکس پسندید به هر اندازه که بخواهد به آن طرح خاص پول قرض می‌دهند. این روش هم بانک‌ها را دور می‌زند و هم دولت‌ها را. در نتیجه درجه ثمربخشی‌اش بسیار بالاتر است و میزان فساد مالی‌اش بسیار کمتر. هرچه باشد،‌اکثر وام‌هایی درشتی که غرب به افریقا می‌پردازد در زمان کوتاهی توسط سیاستمداران و مدیران فاسد به بانک‌های غرب باز می‌گردد.
راستی حالا که حرفش شد این را هم بگویم. میدانید بیشتر منابع ملی کشورهای بی‌در و پیکر چگونه فروخته می‌شود؟ مثلن نفت یا الماس؟ مثلن بگیرید نفت بشکه‌ای 50 دلار است. خیلی ساده است. شرکت نفتی روسی با طرف اروپایی یا امریکایی‌اش تماس می‌گیرد و پیشنهاد می‌کند که نفت را بشکه‌ای 45 دلار بفروشد، اما به یک شرط. شرطش این است که طرف خریدار موافقت کند که قیمت خرید در برگه‌های رسمی فروش، که به دولت ارایه می‌شود، 2 دلار ثبت شود و مابقی را به حساب سری شرکت در سوییس واریز کند. از نفت روسیه تا الماس سیرالئون این طور فروخته می‌شود.

سوال: «خرده وام» برای micro loan ترجمه مناسبی است یا چیز بهتری وجود دارد؟
2 نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 13:2  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
اخراجيها...
آقای ده نمکی !ایول...فیلمتان حرف نداشت.راست گفتید که یک عده مریض عقده ای چون نمی توانند استقبال مردم از فیلم معناگرای اخراجی ها را ببینند،هی به آن گیر می دهند،می آیند و بهانه گیری می کنند که فیلم سوژه اش جدید نبود و بازیها تکراری بود و فیلمنامه چفت و بست نداشت و از اولش می شد حدس زد که چی می شود وفقط به خاطرمسخره بازیهای بازیگران فیلم است که اینقدر از آن استقبال شده و از این ایرادهای مزخرف.حالا شوما آقایی کن کوتا بیا،به دل نگیر.بعضیها چشم ندارند ببینند مردم از دیدن یک فیلم اخلاقی-عرفانی اینقدرحال می کنند وهر کدام بعد از تماشای فیلم، به فهم و کمالاتشان چند کیلو اضافه می شود.درست است که ما، به هوای تماشای شیرینکاریهای اکبر عبدی و امین حیایی و ارژنگ امیر فضلی رفته بودیم تماشا،وحسابی خندیدیم. حتی آخرش هم که مجید سوزوکی مرد، همینجور زرت و زرت داشتیم می خندیدیم.ولی نباید از حق گذشت.پیامهای عرفانی-اخلاقی همچین قلمبه و گل درشت از توی فیلم زده بیرون،که حتی بازیگران خلاف فیلم را هم به زور رستگار کردوفرستاد بهشت،چه برسد به تماشاگران فیلم.می گویید نه،ازخود تماشاگران بپرسید.البته اگرچیز دیگری گفتند ،لابد آنها هم شعور ندارند وخودشان نمی دانند.
خلاصه اش دمتان گرم...مرغ و سیمرغ ارزانی دیگران... طاووس علیین شده شایسته فیلم اخراجی هاست...

2 نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 10:18  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
چرا اینجا اینجوری شده ...
نمی دونم چرا دیگه وبلاگم نمیاد . شاید خراب شده
2 نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 10:5  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
سال نو ...
فقط چند ساعت دیگه مونده تا این سال هم تموم بشه . البته سال خوبی بود برای من . یه نی نی کوچولو گیرم اومد و یه کار خیلی خوب . البته خونه هم خریدم ( با همت بابا و مامان ) . نمی دونم شاید تو این سه چهارروز آینده نتونم بنویسم اما بعد از عید شروع می کنم دوباره به نوشتن . البته سبک حرفام رو عوض می کنم . شاید یکمی مشتی تر بنویسم . مثلا اگر بخوام بگم نی نی بزرگ شده اینجوری بنویم ( ای بابا این اصغری هم داره اکبری می شه واسه خودش ) . امروز بعد از هرگزی رفتم وبلاگ داداش کوچیکه رو دید زدم دیدم خونه تکونی کرده . برام جالب بود رفتم و کل مطالبش رو خوندم . جالب می نویسه . برید به وبلاگش وبلاگ خوبیه ...

خوب دیگه تا بعد از ۱۵ فروردین با شما خداحافظی می کنم . امیدوارم که سال خوبی داشته باشین

2 نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 15:19  توسط محسن  | 

Balatarin Submit to Social Websites
نوشتن ...
تو این چند سالی که دارم وبلاگ می نویسم آدمای زیادی رو دیدم که اومدن وبلاگی راه انداختن با هدف نوشتن متنهای آنچنانی ولی هنوز ژست دوم رو نفرستاده وبلاگو تعطیل کردن . برای من عجیبه این حس نوشتن . می بینی یارو کلی اهن و تلپ داره هنوز که من رو سانسور کردن . یکی نیست بگه بابا بنده خدا به این نمی گن سانسور به این می گن خود سانسوری . آخه هنوز کسی حرفای تو رو نخونده که بخواد سانسورت کنه ...
2 نوشته شده در  سه شنبه 22 اسفند1385ساعت 14:31  توسط محسن  | 
 
Who links to me?